مرتضى راوندى
360
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ادبيات فارسى در دوره سلاجقه و خوارزميان حكومت سلاجقه و خوارزمشاهيان كه از نيمه دوم قرن پنجم ه . ق تا آغاز قرن هفتم ادامه يافته است ، در تاريخ فرهنگى ملل آسياى ميانه داراى اهميت خاص است . پس از انقراض حكومت غزنويان بارديگر وحدت ماوراء النهر و خراسان تامين شد و سراسر اين منطقه تحت قدرت سلاجقه قرار گرفت و مقدمات ايجاد فعاليت فرهنگى در نيشابور ، مرو ، بلخ و هرات و ديگر نقاط فراهم گرديد ، در اين دوره ، افراد برجستهيى نظير سنائى ، عطار ، اسدى طوسى ، مسعود سعد ، ناصر خسرو ، عمر خيام ، امير معزى ، فخر الدين اسعد گرگانى ، انورى ، خاقانى شيروانى ، صابر ترمذى ، نظامى ، ظهير فاريابى و غيره از ميان ايرانيان برخاستند . در ميان شعرا و نويسندگان اين دوره آثار سنائى ، عطار ، ناصر خسرو ، حكيم عمر خيام و نظامى گنجوى كمابيش منعكسكننده افكار و تمايلات مردم روشن ضمير و بيداردل اين عصر است ، در حالى كه در آثار ديگران ، كمتر از اوضاع اجتماعى و خصوصيات زندگى مردم سخنى بهميان آمده است . سنائى غزنوى اين شاعر در اواسط قرن پنجم هجرى ( يازدهم ميلادى ) تولد يافت و در آغاز كار ، يكچند به مدح سلاطين همت گماشت ولى ديرى نگذشت كه از اين روش بيزارى جست و به عالم تصوف و عرفان روى آورد و از خداوندان ظلم و زور دورى گزيد . سنائى مانند شيخ عطار ، در شمار صوفيانى است كه مردم را به كار و كوشش فرا مىخواند ، و خلق را از ظاهرپرستى ، دوروئى ، رياكارى ، مردمآزارى و عوامفريبى بر حذر مىدارد . وى در مثنوى حديقة الحقيقه در ستايش كار و كوشش مىگويد : از پى كارَت آفريدَستند * جامهء خِلقتَت بريدستند مِلك و مُلك از كجا بهدست آرى * چون مهى شَصت روزه بيكارى و در ديوان خود خطاب به مردم حقيقتجوى و حقيقتخواه چنين مىگويد : سخن كز روى دين گوئى ، چه عبرانى چه سُريانى * مكان كز بهر حق جوئى ، چه جابُلقا چه جابُلسا